تبليغاتX
پندر روستایی رویایی

سه شنبه نوزدهم آبان 1388

تمدید

حکم انتصاب مجدد آقای ضرغامی در سازمان صدا و سیما (۱۳۸۸/۰۸/۱۶ - ۲۰:۱۶)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حکمی ضمن تمدید دوره ریاست آقای مهندس سیدعزت الله ضرغامی در سازمان صدا و سیما تأکید کردند: باید با استفاده از برجستگیها و نقاط قوت کنونی صدا و سیما، و همت برای نقص زدایی، این رسانه فرهنگ ساز به طراز رسانه یی برسد که دین و اخلاق و امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد.
متن حکم مقام معظم رهبری به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای مهندس سیدعزت الله ضرغامی
با پایان گرفتن دوره ی ریاست پنجساله جنابعالی بر سازمان صداوسیما،  با قدردانی از تلاشهای طاقت فرسائی که در مدیریت این رسانه ی گسترده و فراگیر به کار برده و خدماتی که شما و همکارانتان در زمینه های گوناگون به انجام رسانیده اید، برای دوره ئی دیگر شما را به ادامه ی این کار سنگین و حساس میگمارم.
برجستگیها و نقاط قوّت  کنونی صداوسیما در کنار کمبودها و نقاط ضعف آن باید پیوسته در برابر چشم جنابعالی و دیگر مدیران آن سازمان و در معرض ملاحظه و مقایسه قرار گیرد و همت بر روند نقص زدائی، به هیچ رو کاهش و سستی نیابد.
سفارش اساسی اینجانب نزدیک کردن و رساندن این رسانه ی فرهنگ ساز، به طراز رسانه ئی است که دین وَ  اخلاق وَ امید وَ آگاهی،  بارزترین نمود آن باشد و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده  بر اساس آن شکل گیرد و هنر و شیوه های گوناگون حرفه ئی و آزموده  شده یا نوپدید، یکسره در خدمت رشد این شاخصها در آید. از تجربه های موفق یا ناموفقِ دوره ی پنجساله ی باید برای رساندن این رسانه به این کیفیت برتر سود ببرید و با زمانبندی برنامه ها و تعیین شاخصهای قابل اندازه گیری، حرکت مجموعه را تکمیل یا تصحیح نمائید. انتظار دارد نشانه های این تحول در اولین سال مسئولیت جنابعالی مشاهده شود . توفیق شما را از خداوند متعال خواستارم.
سیدعلی خامنه ای
16/آبان/1388
نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 2:49 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نوزدهم آبان 1388

موج

درباره میرایی موج سبز

ابوذر منتظرالقائم

موج میرای سبز رنگی که با هدایت از سوی سران ضد انقلابی خارج از کشور و بهره‌مند از فرصت طلبی عناصر رفرمیست داخل کشور شکل گرفته بود، آرام آرام مسیر سراشیبی خود را طی می‌کند و شتاب آن در مسیر میرایی بیشتر می شود. فارغ از ادعاهای تبلیغاتی و پروپاگاندای رسانه‌ای جریان آشوب، آنچنان که از رفتار و تحولات عناصر هدایت‌گر اصلی بر می آید، سران اصلی این بی‌نظمی نیز به این وضعیت رو به افول، وقوف کامل دارند.

شاید مهم‌ترین نشانه های این وقوف را بتوان در صحنه تحرکات آشوب دنبال كرد. تغییرات در میدان و روش عمل جریانات آشوبگر، حامل علائم و نشانه‌های شفافی است که به مخاطب آگاه، خبر از اطلاع هدایت‌گران جریان آشوب، از به خاموشی گراییدن آن می دهد.

از تجمع یک میلیونی، تا تجمع 5 هزار نفره!

درحالی که جریان اغتشاش‌گر، در هفته اول پس از انتخابات موفق شده بود تا با ابهام‌آفرینی حداکثری و ایجاد موج احساسی وسیع -که با به‌کارگیری حقه‌های مختلف و کاربرد اخبار دروغ و تحریف گفتار و رفتار مسئولان کشور ممکن شده بود- در یک مرحله و تحت عنوان راهپیمایی سکوت، جمعیتی در حد و حدود میلیونی از رأی دهندگان به میرحسین موسوی را -که متشكل از اقشار متنوع فکری و اجتماعی بودند- به خیابان بياورد، امروز حتی از به میدان آوردن تعدادی بیش از 6 هزار نفر نیز ناتوان نشان مي‌دهد. ریزش جمعیت در اين سطح، پیش از همه، برای صحنه‌گردانان ناآرامي‌ها معنادار است، به‌طوری که حتی همین جمعیت نیز با پراکندگی بسیار زیاد و تمرکزهای بسیار محدود در نقاط مختلف مطلوب برای اغتشاش توزیع شده بود.

مدیریت بهتر انتظامی، کاهش بیشتر توان اغتشاش

با وجود آنکه نیروهای انتظامی و بسیج، تمام توان خود را به‌منظور تفکیک جمعیت اغتشاش‌گر از جمعیت عمومی غیرمعاند حامی موسوی به‌کار گرفتند، تلاش شدید، متمرکز و جدی جریان کودتا، در صحنه سازی و فریب افکار عمومی و القاي رخداد کشتار گسترده و جنایت و البته ورود عناصر سیاسی فرسوده و ورشکستگان سیاسی به صحنه سودجویی و فرصت‌طلبی و موج‌سواری، در کنار حادثه رخ داده در بازداشتگاه کهریزک -که به‌دلیل عدم مدیریت بازداشتگاه موصوف مطابق استانداردهای انتظامی و قضایی منجر به فوت چند زندانی شد-، فرصت کافی را به آنان داد تا امواج بزرگ احساسی را ایجاد کرده و آن را به پتانسیل اغتشاش و ناامنی فراگیر تبديل نمایند.

بروزهای بیرونی این تلاش‌ها را می توان در موارد مختلفی مشاهده كرد که از آن جمله، طرح ادعای خس‌و‌خاشاک خواندن ملت ایران توسط دکتر احمدی‌نژاد، ادعای دفن مخفيانه كشته‌شدگان در گورهای دسته‌جمعی –به‌منظور شبیه‌سازی حوادث به ماجراهای منتهی به وقوع انقلاب اسلامی-، ادعاي شکنجه‌های جسمی، جنسی و شایعات و عوامفریبی‌های گسترده دیگر بود که از فرصت و حوصله این نوشته خارج است.

اما برنامه‌ریزی، هدایت و کنترل دقیق اقدامات نیروهای عمل کننده در سطوح مدیریتی و تهیه چارچوب‌های علمی و مدبرانه برای اقدامات کنترلی، موجب شده است تا سمت‌وسوی نمودار جمعیتی جریان آشوب، در جریان زمان با شیب تندتری به سمت صفر میل نماید.

شیفت در جامعه هدف، علامت روشن میرایی موج!

جریان کودتاگر رنگی، در روزهای ابتدایی آشوب‌ها، هدف خود را ایجاد موجی اجتماعی و فراگیر، مشابه اقدامات رخ داده در سایر کشورها قرارداده و تصور یک‌سره شدن کار و حذف کامل و فوری نظام جمهوري اسلامي را در مخيله عملياتي خود می‌پروراند، بنابراین، تلاش خود را برای فشار عليه ايران و کشاندن نظام به پای معامله با مزیت نسبی به سمت خود متمرکز كرد. اما سخنرانی رهبر انقلاب در اولین نمازجمعه پس از انتخابات و تأکید ایشان بر عدم تسلیم نظام در مقابل فشار و عدم عبور نظام از قانون در اثر فشارهاي غیرقانونی، این امید را ناامید کرده و جریان آشوب، افق مطلوب خود را، مذاکره با نظام به قصد جلوگیری از حذف خود از عرصه سیاسی کشور قرار داد.

همچنین، جابجایی از جامعه عمومی به جوامع موضوعی و قشری (مانند جریانات دانشجویی مرتبط، افراد مرفه، عناصر با رویکردهای کاملاً ضد انقلابی مانند سلطنت‌طلبان، منافقین و...) نیز نشانه‌های دیگری از کاهش رو به تزاید تأثیر اقدامات و عملیات روانی و احساسی موصوف بود.

بر این اساس، جریان کودتا تلاش کرد تا با بازگشت مجدد به صحنه‌های دانشجویی مرتبط -به کمک پتانسیل‌های ایجاد شده در فضای دانشجویی غیرهمسو- به حیات و تحرکات خود سمت و سویی تندتر و عمقی‌تر دهد. با این حال، محدودشدن عمق این تحرکات در دانشگاه‌ها، به بخشی از تنها تشکل مرتبط با فضای سیاسی ناهمسو با نظام و بی‌توجهی و گاه مقابله‌ی فضای عمومی دانشجویی و عدم اقبال به آن توسط بدنه دانشگاه‌ها، موجب شد تا این شیفت و جابجایی نیز نتواند انتظارات هدایت‌گران حرکات کودتایی در خارج از مرزها را برآورده سازد. این طراحی تنها به تندتر شدن شعارها و رفتارهای تیم دانشجویی مرتبط و همسو با آشوب‌ها منجر شد و نتوانست دانشگاه‌ها را در چارچوب و پازل ترسیمی جریان کودتا حرکت دهد.

بر این اساس، تلاش و برنامه‌ریزی برای استفاده از پتانسیل‌های دانش آموزی -نظر به عمق سیاسی کمتر، تحریک پذیری و ماجراجویی بیشتر متأثر از اقتضائات سنی و فکری- و تلاش برای پیوند دادن فضای دانش آموزی به فضای محدود و اقلیتی دانشجویی معارض نیز در همین چارچوب امکان بررسی می‌یابد.

بازتعریف مناسبت‌های ملی و مذهبی، موهبت الهی پس پرده!

اقدامات و تحرکات جریان آشوب، مانند سایر اقدامات جریان مستکبر، بدون آنکه کسی از آن اطلاع داشته باشد، مجدداً باعث تقویت مبانی و پایه های اعتقادی و اجتماعی و فکری نظام جمهوري اسلامي شد. این امر از زوایای متنوعی قابل رصد و بررسی است. یکی از جنبه های مختلف این تقویت را می توان در بازتعریف مناسبت‌های ملی و مذهبی متجلی دید.

به‌علل و دلايل مختلف، دو مناسبت روز قدس و سیزدهم آبان، از جمله ایام و مناسبت‌هایی بودند که رنگ و بویی کلیشه‌ای و فرمالیته به‌خود گرفته و حضور مردم در آن‌ها بسیار عادی و کم‌اهمیت جلوه داده می‌شد. خاصه آنکه برخورداری آن‌ها از مبانی بیش از حد روشن و بدیهی موجبات حذف هرگونه نگرانی و ذهنیت پیرامون آن‌ها را فراهم ساخته بود. اما برنامه‌ریزی جریان آشوب روی این ایام و مناسبت‌ها، به برکت مدد و اراده الهی منجر به حضور ویژه و برجسته مردم در آن شد و جمعیتی ده‌ها برابر سال‌های گذشته از مردم، با شور و احساس بسیار وسیع‌تر را به میدان حضور فراخواند. جریان آشوب، به‌جای کسب فرصت بهره‌برداری از جریان و جنجال‌سازی‌های پرحجم خود با حضور گسترده عناصر همسو با کودتا، چوب جلب توجه ملت مسلمان ایران و تحریک احساسات دینی و مذهبی آنان را با حضور پررنگ و شور مردم انقلابی ایران خورد و به اين ترتيب، جان تازه‌ای در رگ و پی این مناسبت‌ها دمیده شد و آرمان‌ها و مبانی فکری آن‌ها مجدداً در جامعه بازتعریف و گسترش یافت.

کودتا، خون می‌خواهد!

رنگ پریدگی و مات شدن رنگ اغتشاش در جامعه و بی‌آبرویی دروغ‌ها و دغل‌بازی‌های رخ داده برای ایجاد موج احساسی به شکل فزاینده و روزافزون، موجبات بی‌تحرکی و ضعف جریان کودتا را فراهم کرده است. بی‌اعتبارشدن دروغ‌های ساخته شده مبنی بر کشتار و شکنجه بازداشت‌شدگان، اعترافات سنگین و خردکننده رهبران سیاسی جریانات سیاسی ورشکسته مقابل دوربین‌ها و چشمان ناظران ملت، برخورد مدیریت شده نیروهای انتظامی و امنیتی و در کنار آن، روشن شدن روزبه‌روز صحنه سیاسی برای جامعه به‌ويژه با تلاش‌های شخص رهبر انقلاب و تمرکز روحیه و بنیه جامعه مذهبی و حضور پررنگ آنان در صحنه دفاع از انقلاب و نظام اسلامی، نگرانی مدیران صحنه‌ی اغتشاش را دامن زده است.

تز "انقلاب -بخوانیم کودتا!- خون می‌خواهد" صادره از سوی این عناصر که قبلاً تلاش شده بود با صحنه‌سازی‌هایی مانند ماجرای ندا آقاسلطان و ماهی‌گیری از آب گل‌آلود درگذشت چند تن از بازداشتی‌ها در کهریزک به انضمام افسانه‌سرایی‌هایی در زمینه ربایش و شکنجه مخالفان، عملی شود، به نتیجه نرسیده و از دید این عناصر، ضرورت برنامه‌ریزی برای اقدامی جدید و جدی، برای جبران آن -و به‌قول معروف خون کردن- برای حیات بخشی مجدد به این حرکات بی‌محتوا، مطرح بود.

نشانه‌های بارز تلاش برای این امر را می توان در روز 13 آبان دید، آنجا که این جریان تلاش كرد با تند کردن شعارها و تحرکات خود، به هر شکل که شده، جنازه ای ساخته تا زیر آن ندای خونخواهی سر دهد.

جسارت مکرر به مبانی نظام اسلامی، سردادن شعارهای سلطنت‌طلبانه، فحاشی‌های مکرر و رکیک به نیروهای انتظامی حاضر در صحنه به‌منظور تحریک آنان به اقدامات تند و مقابله به‌مثل و انتقام گیری، (که ترکیبی از نیروهای عمدتاً وظیفه و حداقل رسمی در آن وجود دارد)، طرح ادعای تیراندازی به سوی مردم توسط نیروهای انتظامی و نظامی، ادعای تیرخوردن میرحسین موسوی و زخمی شدن کروبی و پس از آن، طرح ادعای حصر خانگي موسوی و کروبی، نشانه‌های دیگر این تلاش جدی است که البته هوشیاری نیروهای انتظامی و مدیریت عالی مدیران آن، کودتاچیان رنگین را از هرگونه ماهی‌گیری از گل آلودی آب محروم ساخت.

برخورد قانونی، محکم و خردکننده با عناصر مجرم حاضر در صحنه کودتا، در کنار قائل شدن تفکیک میان عناصر قانون‌شکن و مردم عادی، کلیدهای موفقیت نیروی انتظامی کنترل‌گر بی‌نظمی‌هاست که موجب شد، نه تنها جریان اغتشاش‌گر به کوچک‌ترین هدف خود حتی در روز 13 آبان از جمله شکل‌دهی تحصن و باقی ماندن در خیابان‌ها دست نیابد، بلکه مجبور شدند تا در غیاب بسیج، از همان میانه‌ی روز 13 آبان، نیروهای انتظامی را به انتقام‌گیری و عوض کردن ورق در مناسبت‌ها و روزهای آینده تهدید کنند و به زبان دیگر، به برآورده نشدن اهداف خود در این روز اعتراف نمایند. البته بازتاب این ناکامی در شکل‌دهی به تجمع و اغتشاش را می‌توان در پایگاه‌های اینترنتی و رسانه‌های آنان نیز رصد كرد.

از نکات جالب در این میان، کفایت کردن حضور نیروهای انتظامی و بی‌نیازی تأمین امنیت شهر از ورود نیروهای سازمان یافته بسیج و سپاه پاسداران و کنترل کل صحنه توسط پلیس در ساعات اولیه و جمع کردن ناآرامی‌ها در همان ساعات میانی روز 13 آبان است که همانگونه که ذکر شد، پیش از هرکس، مورد توجه مدیران هدایت‌گر کودتاچیان رنگین قرارخواهد گرفت.

امید آنکه نیروهای انتظامی نیز با توجه هرچه بیشتر به نقاط هدف و درک هرچه عمیق‌تر اهداف کودتاگران رنگین، بیش از پیش دست آنان را برای سوءاستفاده از اقدامات متداول و قانونی و عرفی خویش بسته و موج توهم سبز، بیش از پیش به‌سمت فراموشی پیش برود.

نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 2:48 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم آبان 1388

http://www.freeimagehosting.net/image.php?1e7ca17574.jpg
نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 7:58 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم مهر 1388

لهجه

زبان و لهجه ی روستای پندر و تقریبا منطقه پشتکوه دارای سادگی و پیچیدگی خاص خود را دارد. اکثر این لهجه ها بر اساس تغییرات در گفتار همان فارسی معیار به وجود آمده است و با توجه عمیق می توان بن و ریشه زبان فارسی اصیل را از آن ها در یافت.

  در این قسمت بر آنیم که تا حدودی این لهجه در حال فراموشی را برای شما معرفی کنیم. 

نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 2:52 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام شهریور 1388

دامنه های روستای پندر

نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 3:11 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه پنجم اردیبهشت 1388

پندر


 

نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 1:32 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سی ام فروردین 1388

روستا در ایران

به طور کلی آبادیهای کشور ما از چند دیدگاه قابل بررسی است که از آن جمله به موارد زیر اشاره می شود .

- روستاها از نظر تعداد جمعیت ، تفاوت های فاحشی با هم دارند ، به نحوی که در بعضی از آنها بین 2000 تا 5000 نفر و در تعداد زیادی از آنها تا حدی کمتر از 500 نفر و به طور عمده کمتر از 250 نفر ساکن وجود دارد .

- شمار زیادی از روستاهای کشور ما از نظر موقعیت مکانی , شرایط استقرار و پراکندگی با یکدیگر متفاوت است . بسیاری از آنها در جوار هم و بعضی در فاصله ای دور از هم قرار گرفته است . بسیاری از آنها در مسیر راههای ارتباطی و خیل دیگری اصولا راه ارتباطی ندارد . بعضی از آنها در نواحی دشتی و برخی دیگر در نواحی کویری یا کوهستانی قرار دارد .

- از نظر شرایط آب و هوایی و خصوصیات طبیعی نیز روستاها با یکدیگر متفاوت اند . گروههای عمده ای در جوار منابع آب و برخی با کمبود آن روبرو می باشد .

- روستاها و بویژه آنهایی که دارای جمعیت کمتر از 500 نفر می باشند ، از نظر امکانات دارای کمبودهایی می باشند .

- بیشتر روستائیان به صورت سنتی و به دور از پیشرفتهای فنی کشاورزی و دامداری به کار خود ادامه می دهند . از این رو منابع مالی و معیشتی و سطوح درآمدی کافی در اختیار ندارند . این خود از جمله مهمترین عوامل مهاجر برانگیز روستایی می باشد .

 

روستا های ایران

به طور کلی آبادیهای کشور ما از چند دیدگاه قابل بررسی است که از آن جمله به موارد زیر اشاره می شود .

- روستاها از نظر تعداد جمعیت ، تفاوت های فاحشی با هم دارند ، به نحوی که در بعضی از آنها بین 2000 تا 5000 نفر و در تعداد زیادی از آنها تا حدی کمتر از 500 نفر و به طور عمده کمتر از 250 نفر ساکن وجود دارد .

- شمار زیادی از روستاهای کشور ما از نظر موقعیت مکانی , شرایط استقرار و پراکندگی با یکدیگر متفاوت است . بسیاری از آنها در جوار هم و بعضی در فاصله ای دور از هم قرار گرفته است . بسیاری از آنها در مسیر راههای ارتباطی و خیل دیگری اصولا راه ارتباطی ندارد . بعضی از آنها در نواحی دشتی و برخی دیگر در نواحی کویری یا کوهستانی قرار دارد .

- از نظر شرایط آب و هوایی و خصوصیات طبیعی نیز روستاها با یکدیگر متفاوت اند . گروههای عمده ای در جوار منابع آب و برخی با کمبود آن روبرو می باشد .

- روستاها و بویژه آنهایی که دارای جمعیت کمتر از 500 نفر می باشند ، از نظر امکانات دارای کمبودهایی می باشند .

- بیشتر روستائیان به صورت سنتی و به دور از پیشرفتهای فنی کشاورزی و دامداری به کار خود ادامه می دهند . از این رو منابع مالی و معیشتی و سطوح درآمدی کافی در اختیار ندارند . این خود از جمله مهمترین عوامل مهاجر برانگیز روستایی می باشد .

- بخش عمده ای از ساختمان های روستایی کشور فرسوده شده و قسمتی نیز در دوران جدید ساخته شده است . مجموع آنها در مواجهه با زلزله ، سیل و دیگر عوامل نامساعد طبیعی قابلیت مناسبی نداشته و از این رو به نسبت نقاط شهری در معرض صدمات جانی و مالی بیشتری قرار دارند .

- ترویج بهداشت و توسعه تاسیسات درمانی در این روستاها توسعه چندانی ندارد . از این رو روستائیان به طور عمده در معرض بسیاری از بیماری ها قرار دارند .

- محصولات عمده ی تولیدی روستاها از نظر بازاریابی ، بازار خوبی را در اختیار ندارد و بسیاری از محصولات تحت تاثیر واسطه ها و سلف خرها با قیمت های ارزانی خریداری می شود و یا روی دست روستائیان می ماند .

- خیل عظیمی از روستائیان در اثر وجود عوامل جاذب شهری به سوی شهرها مهاجرت کرده اند . این مورد ضمن کاهش تولیدات کشاورزی و نیروی شاغل در این بخش ، روستائیان را به سوی فضاهای نامتجانس و غریبه ی شهری سوق داده و با انبوهی از مشکلات مانند مسکن ، کار و تامین نیازهای اولیه مواجه گردانیده است .

روستاهای کشور ما پس از طی یک دوره ی پر ملال ارباب و رعیتی و مالکیت مطلق العنان بر روستاها ، به طور عمده قوام و اساسی را که در طول قرنهای متمادی به طور عرفی دارا گردیده بود ، در اثر تغییر مدیریت روستایی ، رواج وسایط ارتباط جمعی ، و تغییرات جمعیتی و کالبدی ، به سویی نهاده است . در بعضی از آنها معیشت کشاورزی و دامداری ، جای خود را به مشاغل خدماتی داده است .

درمقابل مشکلات و مسائل زندگی در روستاها که شمه ای از آنها در بالا آمد و در اثر برنامه های مقطعی عمران شهری و منطقه ای که تاثیر بسیار مهمی را بر روستاها گذاشته ، روز به روز روستا نشینی در مقابل شهرنشینی عقب نشینی کرده است . بر این موارد باید تمرکز بیشتر جمعیت در نواحی شهری و آثار ناموزون ناشی از مهاجرت ها را افزود . در مقابل این مشکلات که علی الخصوص از دوران پس از اصلاحات ارضی و شروع به صنعتی شدن کشور نضج گرفته ، عمده ی برنامه های عمرانی کشور در زمینه ی توسعه اقتصادی و اجتماعی مراکز سکونتی نتایج زیر را به دست داده است :

- اجرای برنامه های اقتصادی و اجتماعی در نقاط پرجمعیت باعث دور افتادن نواحی روستایی به ویژه روستاهای دور افتاده شده است .

- تهیه طرحهای هادی و جامع و تفصیلی و ایجاد شهرکهای همجوار با شهرها به منظور حل معضلات زندگی شهری و اسکان جمعیت در آنها بوده و از اینرو تهیه طرحهای عمرانی در سطح بعضی از روستاها نتایج مطلوبی را به دست نداده است . بلکه در برخی موارد نتیجه معکوس داشته است .

- ایجاد بازارهای کار ناشی از صنعت در نقاط شهری و رواج مشاغل خدماتی و مبادله ای و غیر تولیدی ، عامل مشوقی در جذب جمعیت آماده به کار روستایی بوده است .

- استفاده ی شتابزده از بعضی از فنون عمرانی کشاورزی و دامداری مانند حفر چاههای عمیق یا تغییر مراتع به اراضی کشاورزی ، در کوتاه مدت دارای نتایج مفید و در بلندمدت دارای دست آوردهای منفی بوده است . به نحوی که امکان حیات یک مورد باعث ممانعت از ادامه ی حیات مورد دیگر شده است .

به عنوان مثال ارائه برخی از خدمات رفاهی در نقاط شهری جذب جمعیت روستایی را به دنبال داشته است و ایجاد یک مرکز صنعتی ، جمعیت شاغل در کشاورزی را به سوی خود سوق داده است .

- اگر چه تلاش در زمینه ی بهبود شرایط روستایی کشور بویژه در سالهای پس از انقلاب اسلامی در طیف گسترده ای مطرح شده و برنامه های عمرانی زیادی مانند برق رسانی ، آب رسانی ، تشکیل تعاونی ها راه سازی و بهبود منابع آب و طرحهای عمرانی دیگری در روستاها به مرحله انجام رسیده ، ولی در مقابل خود طیف بسیار گسترده ی توسعه شهری را با ایجاد مشاغل ، توسعه تاسیسات رفاهی ، بالا رفتن سطح درآمد و تنوع مشاغل ( در مقام مقایسه با روستا ) به همراه داشته و همین عوامل بر تشدید و تشتت مهاجرت های روستایی مهمترین اثر را گذارده است .

- تهیه طرحهای هادی روستایی با انجام برنامه های عمرانی و زیربنایی در نقاط شهری مترادف بوده و انجام مقدمات عمرانی در شهرها خود عامل مشوقی برای جذب جمعیت روستایی و به عبارتی عقب ماندن بیشتر نواحی روستایی از نواحی شهری گردیده است . در این مورد به تعداد طرحهای توسعه و عمران ، تفصیلی ، آماده سازی ، ایجاد شهرهای جدید از یک سو و توسعه مسکن سازی و رفع نیازمندی های جنبی آن ، عمران و آبادی و زیباسازی در شهرها و مقایسه آن ها با اقدامات عمرانی در روستاها اشاره می شود .

- فرهنگ روستانشینی با غنای تاریخی خود از دیدگاه مختلف توان مقاومت در مقابل آثار فرهنگ شهری را نداشته  است . روستا با توجه به موقعیت خود در حال از دست دادن سنتها و آداب و رسوم خود بوده است .

- از دیدگاه اقتصادی ، بر اساس عوامل مختلفی که به اجمال ذکر آنها رفت ، سطح درآمد خانوارهای روستایی با سطح هزینه ها و تورم های اقتصادی ، از هماهنگی لازم برخوردار نبوده است . به طور عمومی روستائیان توان مالی مناسب را نداشته و حتی برای تامین بعضی از مایحتاج غذایی نیازمند شهرها گردیده اند .

- بسیاری از عوامل دیگر را که بر پهنه زندگی در روستاها موثر واقع شده و آثاری را نیز به همراه داشته ، باید افزود . کاهش شدید جمعیت ایلی و عشیره ای و در نتیجه کاهش دامداری ، توسعه آثار کویر یا خشک شدن اراضی کشاورزی و باغی ناشی از مهاجرت به عنوان مثال آورده می شود .

در چند دهه گذشته برنامه ها و طرحهای بهسازی و عمرانی بسیاری در روستاها به مرحله اجرا در آمده است و موفقیتهایی را نیز در پی داشته است . مهمترین اقدام در زمینه ی نظارت بر آثار متقابل روستائیان زندگی شهری و روستائیان و توسعه ی تولیدات کشاورزی و دامی و در نتیجه افزایش سطح درآمد روستائیان ، ایجاد تاسیسات و تسهیلات رفاهی بوده است .

نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 1:32 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه هشتم بهمن 1387

روستا

 

 عکس های این هفته پندر

 

روستاي پندر روستايي در دامنه ي شرقي شيركوه است. اين روستا در شش كيلومتري شرقي شهرستان نير و واقع در ضلع شمالي منطقه پشتکوه واقع است. پندر در مجاورت روستا ها و مزارع كشاورزي زيادي قرار دارد، روستاي چاهوك در جنوب غرب پندر و درفاصله ي يك كيلومتري آن قرار دارد، مزرعه ي محمودآباد در جنوب پندر و در فاصله ي يك و نيم كيلومتري آن واقع است و همچنين روستاي مهدي آباد و مزرعه ي گلگزار(گُلگودَر) در جنوب غربي پندر قرار دارند. پندر ازطرف شمال به كوه ختم مي شود كه امتداد آنها به منشاد، ارتفاعات نير، طزرجان و ده بالا كشيده مي شود.

پندر داراي سه راه ورودي است كه يكي راه اصلي و دو راه فرعي هستند. جاده ي اصلي، جاده اي آسفالت است و به جاده ي اصلي منطقه متصل مي شود و دو راه ديگر كه خاكي هستند يكي از گلگودر و ديگري از چاهك به پندر ميرسند. پندر بجز راه اصلي ورودي كه منطقه اي باز است از تمامي جهات به كوه منتهي مي شود كه این یکی از عواملی است که پندر را به منطقه ای امن و بدون خطر برای زندگیتبدیل کرده است. خود اين كوه ها داراي دو دره ي اصلي يعني ليخدر و پندر مي شود، دره ي ليخدر خود دره اي تكي و بدون شاخه مي باشد ولي دره ي پندر داري دره هاي ريز و درشت متعددي مي باشد كه عبارتند از: لي خر (لي: دره)، لي تان، لي پندر(كه به كُپ- بزرگترين كوه پندر- ختم مي شود)، زردكُپي، لي زَهري، لي سياه و لي كِليوگ. به نقل برخي از اهالي روستا نام پندر نيز از پنج دره ي بزرگ پندر گرفته شده است و در ابتدا پنج دره بوده و با گذشت زمان به صورت پندر در آمده است. البته روايت ديگري هم در مورد نام اين روستا جود دارد؛ افردي در ابتدا اين روستا را محل سكونت خود قرار دادند در پنج خانه زندگي مي كردند و به اين ترتيب نام اين جا را پنچ در گزاشتند كه در گذر زمان به پندر تبديل شده است. به هر حال در مورد نام اين روستا مدرك معتبري وجود ندارد و نمي توان گفته ي اهالي را در مورد نام روستا به طور كامل قبول يا رد كرد.

 

 

نوشته شده توسط حمید رضا جلالی پندری در 9:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •